مراقبت

مراقبت کنید

نماد ارائه دهنده

با ارائه دهندگان ما آشنا شوید

نماد مکان

از مکان های ما دیدن کنید

نماد MyChart

Patient portal

بازمانده سرطان سینه: به بدن خود گوش دهید

By Tucson Medical Center

·

10/28/2020

Blog Image

بازمانده جوان سرطان سینه: به بدن خود گوش دهید

لحظات ساده، مانند رفتن به فروشگاه با بچه هایش، باعث می شود ملیسا کامپوس بفهمد چقدر واقعا خوشبخت است.
این مادر ۳۵ ساله دو فرزند، از سرطان پستان جان سالم به در برده است.
کامپوس گفت: «خیلی چیزهای کوچک هست که از آن ها شکایت می کنیم.» «اما من می گویم، نه. خیلی خوشحالم که هنوز اینجام.»
به نوعی، کامپوس زنده ماندنش را مدیون تشخیص سرطان پستان مادرش می داند.
وقتی مادرش تشخیص بیماری را دریافت کرد، کامپوس متوجه علامتی شد که واقعا به آن توجه نکرده بود – احساس سوزش در سینه اش. او ماموگرافی شفاف گرفته بود، پس فکر می کرد مشکلی ندارد. با توجه به شرایط مادرش، فکر می کرد بهتر است محتاط باشد تا پشیمان.
تشخیص سرطان
او با پزشک عمومی اش تماس گرفت و او را به کلینیک پرخطر پستان TMC معرفی کرد.
کارن ناروم، پرستار متخصص کلینیک، کامپوس را برای ماموگرافی سه بعدی فرستاد که آن هم طبیعی بود. اما با توجه به عوامل خطر کامپوس، ناروم به راهش ادامه داد.
کامپوس به یاد آورد: «او گفت: «تا زمانی که ام آر آی نگیرید راضی نمی شوم و اگر نتیجه منفی بود، اطمینان بیشتری خواهیم داشت.» «درست همانطور که انتظار داشتم، ام آر آی انجام دادم و او من را برای نمونه برداری صدا زد. سرطان بود.»
تصمیمی دشوار
وقتی جراحش، دکتر لی، لامپکتومی انجام داد، او لکه دیگری از سرطان پیدا کرد. در آن زمان کامپوس تصمیم سختی گرفت که ماستکتومی دوطرفه انجام دهد.
«دکتر لی برگشت تا چند غدد لنفاوی را بردارد و حاشیه ها را چک کند تا مطمئن شود شفاف است، اما تا آن موقع من قبلا تصمیم گرفته بودم که ماستکتومی را انجام دهم چون ترسیده بودم.» «نمی خواستم ریسک کنم. پسرم کلاس اول بود و دخترم وارد دبیرستان می شد. نمی توانستم ریسک کنم.»
یافتن حمایت
او در ابتدا با تشخیص سرطان و ماستکتومی دست و پنجه نرم می کرد، اما پیدا کردن افرادی که می توانست با آن ها صحبت کند باعث شد احساس درک شدن و کمتر تنهایی کند.
«سخت بود»، گفت. «همیشه گریه می کردم. جوان بودم و هرگز فکر نمی کردم چنین اتفاقی برای من بیفتد. حتی نمی توانستم درباره اش صحبت کنم چون مادرم هم تشخیص داده شده بود، اما فهمیدم باید با کسی صحبت کنم تا احساس کنم درک می شوم. باید می فهمیدم که ترسیدن، عصبانیت، غمگین بودن و همه چیزهای بین این ها اشکالی ندارد و هیچ راه درست یا غلطی برای کنار آمدن با آن وجود ندارد. مهم است که کسی را پیدا کنیم که به او مراجعه کنی.»
این حمایت از سوی یک همکار، همسرش، دخترش و گروه های حمایتی سرطان پستان بود.
درس های زندگی
او و مادرش هر دو کاملا از سرطان بهبود یافته اند. کامپوس احساس فوق العاده ای دارد و او از این تجربه چیزهایی یاد گرفته است.
«خیلی مهم است که به بدنت گوش بدهی»، او گفت. «حتی اگر جوان و سالم باشی و با پروفایل بیماران سرطان سینه جور در نیایی. اگر شک دارید، ارائه دهنده ای را پیدا کنید که به او اعتماد دارید و از شما حمایت خواهد کرد.»
«سرطان تبعیض قائل نمی شود،» ناروم گفت. «پس اگر احساس می کنید چیزی درست نیست، لطفا آن را بررسی کنید. اگر احساس می کنید نگرانی هایتان برطرف نمی شود، از خودتان دفاع کنید. اشکالی ندارد نظر دوم بگیرید.»
اکنون کامپوس مشغول کار و تحصیل است با هدف ورود به حوزه تحقیقات سرطان.
او می خواهد به زنان جوانی که با ماستکتومی روبه رو هستند با این پیام کمک کند: «شما قرار است برایش سوگواری کنید و این اشکالی ندارد. اما تو هنوز خودت هستی. حتی در روزهایی که فکر می کنی نمی توانی، می توانی بهترین ظاهر و بهترین حالت را داشته باشی. سالم زندگی کن و کارهایی برای خودت انجام بده، چه ورزش کردن باشد یا درست کردن موهایت.»
--
اگر احساس می کنید مشکلی در سینه هایتان وجود دارد، از پزشک خود درباره ارجاع به کلینیک پستان پرخطر