مراقبت

مراقبت کنید

نماد ارائه دهنده

با ارائه دهندگان ما آشنا شوید

نماد مکان

از مکان های ما دیدن کنید

نماد MyChart

Patient portal

یکی از کارکنان TMC پنجاهمین سالگرد خود را جشن می گیرد

By Tucson Medical Center

·

07/30/2019

Blog Image
پاتریشیا هیز-همو تازه از دبیرستان فارغ التحصیل شده بود و به عنوان دستیار پرستار در مرکز پزشکی توسان استخدام شد.
او به یاد می آورد: «همیشه دوست داشتم به مردم کمک کنم، پس فکر کردم شاید برایم مناسب باشد.»
او عاشق کار کردن در طبقه و مراقبت از بیماران بود. سپس، چند سال بعد، به کمک به متخصصان بیهوشی برای آماده سازی جراحی به مدت ۲۳ سال بعد پرداخت. او بقیه وقت خود را صرف کمک در اتاق عمل یا کمک به بیماران در اتاق ریکاوری کرده است.
«احساس می کنی داری به کسی کمک می کنی»، هیز-همو گفت. «در اتاق بهبودی، وقتی بیماران شروع به بیدار شدن می کنند، کمی با آن ها صحبت می کنی و بعد وقتی به سمت ماشینشان می رویم، گپ می زنیم. خیلی چیزها درباره مردم می فهمی.»
و گاهی اوقات، چیزهای زیادی درباره او کشف می کنند.
اغلب بیماران می پرسند که او چقدر برای TMC کار کرده است. این یکی از سوالات مورد علاقه اوست.
«می گویم ۴۹ سال و من از این کار لذت می برم، چون سکوت کامل برقرار می شود – و بعد واکنش می گیرم: دقیقا چند ساله بودی وقتی شروع کردی؟!»
هیز-همو گفت روسا و همکارانش او را در TMC نگه داشته اند – و سال ها به سرعت گذشت.
«واقعا بهش فکر نمی کنی. فقط برو داخل و کارت رو انجام بده. احساس نمی کنم پنجاه سال اینجا بوده ام.» او افزود که به چیزهایی که بادوام هستند ارزش قائل است. او ۲۳ سال یک موستانگ صورتی داغ مدل ۶۷ داشت و فقط وقتی تعمیرات سخت شد آن را دور انداخت و دوستانش از دوران راهنمایی را نگه داشته است.
دیدگاهی متفاوت
هیز-همو دیدگاه متفاوتی نسبت به کارش داشت وقتی شش سال پیش به سرطان سینه مرحله ۳ مبتلا شد و همسرش شش ماه بعد درگذشت.  در مجموع یازده عمل جراحی انجام شده است – بسیاری در TMC – و او از مراقبتی که دریافت کرده سپاسگزار است.
«حمایت زیاد، دعاها و افکار زیادی از همه دریافت کردم و همیشه مراقبت عالی دریافت کردم. همه از من مراقبت کردند و همان طور که دوست دارم با بیمارانمان رفتار کنم، با من رفتار کردند.» «سرطان آدم ها را تغییر می دهد. تو زندگی را خیلی بیشتر قدر می دانی و من بابت همه چیزهایی که گذرانده ام و داشتن آنچه دارم سپاسگزارم. من خوشبخت بوده ام.»
وقتی برای یک لحظه خاص پرسیده شد، گفت روزی زنی او را متوقف کرد فقط برای تشکر از لبخندش و گفتن اینکه تفاوت ایجاد کرده است.
در غیر این صورت، انتخاب آن خیلی سخت است. او گفت: «هر لحظه لحظه ای خاص بوده است.» «اینکه بتوانم بیایم، کار کنم و به مردم خدمت کنم، همه این ها باعث می شود احساس خوبی داشته باشم.»